1.صدای موتور رشته ی نطق غرای فرزاد را گسست...قهقهه ای و آن گاه:
-هیچ کدومتون کنکور قبول نمی شین
2.-آقای خالقی کوییز بگیرم؟
جمعیت:نه،نه،...
-هیسسسسسسسس،فقط آقای خالقی،از چی بگیرم؟
جمعیت+خالقی:از مثلث
-بنویسید.مطلوب است مکان هندسی...
جمعیت:ااااااه
3.آقای مقصودی به گوشتم نخورده؟!!
4.تلاش مذبوحانه ای برای رفع کدورتها!
همهمه
تبریزیان:آقای هنرمندی معلم سر کلاسه،ساکت
فرزاد:آقای تبریزیان صحبت نفرمایید!
5.تبریزیان با لبخندی موذیانه:
-آقای آزادخانی امتحان در چه سطحیه؟
-در سطح تهران
6.فرآیند حل مساله
-.....(پای تخته ،استدلال قربانی یک عصر پنج شنبه)
-آفففففرین
-.....(ادامه استدلال)
-آفففففرین
-.....(ادامه استدلال)
-آقای فرمد صحبت نفرمایید،آقای تبریزیان شمام صحبت نفرمایید،آقای رحمانی یکی یکی باید بگم؟
-.....(ادامه استدلال،تکرار)
-بله
-.....(ادامه استدلال)
-ننننننننه،چرا؟
-دست و پای بی جهت قربانی در باتلاق
-نه،اگر A با B برابر بود میتونستین اینو بگین،ولی الآن چرا؟
(ماله کشی و تحویل گچ)
7.آقا رحمان،پای بی جوراب،کفش خوابیده:یک شروع طوفانی
جماعتی که سر پا مانده اند و چشم غره ی فرزاد را تحمل می کنند.
8.دفتر معلمین،یک تلاش دیگر از محمد تبریزیان
-سلام آقای فرزادخانی!
نتیجه پر واضح است،حمل به عمد،اخم درهم کشیده.
9.مراسم قبل از کلاس با اجرای علی واضحی:
-فرزادم و امید عالمینم رفیق دوست خوبم حاج حسینم
فرزادم و کوییز می گیرم از بقالی مویز می گیرم
