عرض شود که...
آقای احسانی دبیر عزیز ادبیات سوم و پیش دانشگاهی اعتقاد داشتند این بیت از سعدی زیباترین
نمونه ی آرایه ی ایهام در ادب پارسی است:
عرض شود که...
آقای احسانی دبیر عزیز ادبیات سوم و پیش دانشگاهی اعتقاد داشتند این بیت از سعدی زیباترین
نمونه ی آرایه ی ایهام در ادب پارسی است:
چند روز پیش یکی از فضلای اهل قلیون در ماتم تعطیلی قهوه خانه ها مطلبی نوشته بود که عمیقا احساس همدردیم رو برانگیخت.
طبع شعرهم طبق معمول بیخبر بالا زد تا این محصول در نیمه شب بیخوابی به وجود آید.
درب قهوه خانه ها را یک به یک بربسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
حرمت دود و دمان سالها بشکسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
بامرامان جمله پخش و بیمرامان دسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
قل قل طبع مرا از "آب قلیان" رسته اند!
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
دودیان درشعرهم ٬چون عاشقی برجسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
ای عجب پیوند"چای"و" دود"رابگسسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
زین سبب چایی خوران هم درعزابنشسته اند
هم پکان دلخسته اند هم پکان دلخسته اند
ای "شریف" ای مقصد دیوانگان
غایت آمال نمره زادگان
از"شرف" برگو چه داری خود به کف؟
یا به کف برگو چه داری از شرف؟!
خانه ی "برقت" دلم را زار کرد
از پس آن شور و غوغا خوار کرد
در پی وصلت همه جان بر کفند
عاشقان "زیر صد" صف در صفند
کی درون را بنگرند و حال را؟
مر برون را بنگرند و قال را
چون به تو داخل شدند از بخت بد
آرزوهاشان کنی در دم تو رد
اندکی پس نادمند از این ورود
مشت دیگر جمله عادند و ثمود!
بندگی بر نمره را کردند بیش
بردگی اجنبی آمال خویش
آن یکی در التماس نمره ای
کاسه لیس اوستاد غره ای
"تافل" و "جی آر ای"هاشان درست
امتحان عاشقی دادند سست!
تا ز امریکا بگیرند کام ها
جمع کرده پشت هم "ریکام"ها
تا قدم بر خاک بیگانه زنند
"کارگر"های بلادی دیگرند!
علی فرمد-آذر ۸۶
راست گفت "محمد رومی" که هر کسی را بهر کاری ساختند!
این جانب را هم اگر برای درس خواندن ساخته اند(که این چهار سال در آن هم ان قلت می آورد!)
نه برای خیمه زدن روی آن آفریده اند!
یک حساب سرانگشتی نشانم داد که کار از کار گذشته و یقینا به کنکور نخواهم رسید،پس
چه حاجت که خویشتن از "خواندنی"ها و "خوردنی" ها و ... محروم کنیم؟!
خلاصه آن که عزیزان ما نرفته برگشتیم و اگر اجل مهلت دهد در گرماگرم حضور
مجازیتان! بخواهیم آسود....
-اخیرا شماره ی مهر ماه امسال هفته نامه ی "شهروند امروز" را از حضرت ابوی دریافت
داشتیم،مجموعه مقالات و مصاحباتی به طبع رسانده بود در باب انجمن حجتیه و خاصتا
مرحوم حلبی.ناگفته های این موضوع قهرا همیشه وابستگان "علوی" و حومه را جذاب
می نماید.دوستان حتما بگیرن بخونن!
-این یکی خیلی قدیمی است ولی برای آنکه ثوابش فوت نشود،جا دارد اشاره ای گذرا
کنم به یکی دیگر از افتضاحات صداوسیما که ماهیت "نان به نرخ روز خور" اش را
دوباره رو کرد:دعوت از دختر یک اسطوره ی مارکسیسم با مشیی کاملا غیر دینی بلکه ضد
دینی در برنامه ی پیش از افطار! و تجلیل از پدر و طرح این سوال حیاتی که جوانان کوبا
چه باید بکنند تا از مسیر و آرمان حضرت "کاسترو" منحرف نشوند!
آنهایی که زمانی "ملحد" و "نجس" بودند و بی شک در قعر جهنم جایشان رزرو بود به
ضرورت مبارزاتی با شیطان بزرگ موقتا به اعلی علیین منتقل شدند تا مهمترین آرمان
بشری که همانا "حفظ نظام" است،مخدوش نگردد!
اشتباه نشود، از موضع مقدس مآبی سخن نمی گویم و نقدم به نفس دعوت از آلیده گوارا
نیست،فریادم از به تمسخر گرفتن شعور خلق الله و تزویری است که ایشان بر من و تو
به رایگان روا داشته اند!
باری سخنان گوآرا در دانشگاه تهران که حسابی از خجالت دعوت کنندگانش درآمده بود تا حدودی
دلگرم کننده بود.
-اعتماد به نفس بیش از اندازه به وقاحت می انجامد؛این را به عینه در تازه ترین شاهکار مردی
دیدم که ادعا کرد اگر انتخابات آمریکا را به دست او و یارانش بدهند تا بر آزادی! آن نظارت
کنند،یقینا شخصی انقلابی رای خواهد آورد.
حتما تعریف ایشان از انتخابات آزاد همان است که ایشان را بر سر کار آورد!با این تعریف
آن ادعا محل توجه خواهد بود...
-در ادامه ی پست قبلی خالی از لطف نیست اشاره کنم به تذکر رهبری که رجبی را از این
بی پروایی تحذیر کرده بود!پیدا کنید افق زیاده روی خواهر رجبی را که به راستی نمی دانم
چه طور می خواهد پاسخگوی انگ هایی باشد که نثار خلق الله می کند؟!
-ایده ای شنیدم مبنی بر این که برای پیشرفت یک کشور نهادینه شدن "لیبرالیزم" بر "دموکراسی"
تقدم دارد،مطالعه ای رویش نداشته ام ولی همین جور خشک و خالی اش هم تامل برانگیز است.
خیر پیش!